کارآموزی ما نیز رسما آغاز شد در این مؤسسه تحقیقاتی. چند روز در هفته به
آزمایشگاه شانون میروم و زحمت میکشم! یک تا دو ساعت طول مسیر است. خدا را شکر که اوضاع خوب پیش میرود. در ابتدا، چند روزی را در یکی از بهترین اتاقهای آزمایشگاه بودم؛ اتاقی دونبش، با منظره عالی! ولی، مرا به اتاق کارآموزان فرستادند که
«تنگ ماهی» نام دارد و پنجرهای رو به بیرون ندارد، که وسط ساختمان واقع شده. چند کارآموز دیگر هم حضور دارند در این اتاق.

اما چند نکته بامزه را بگویم که موجبات شادی روح مؤمنین گردد.
همان روزهای اول، متوجه شدم که برای ارسال نامههای مهم و متون و غیره نباید از حساب عادی خود در
جیمیل استفاده کنم. گویند که از لحاظ امنیتی، مشکل دارد و امکان سرقت از شرکت رقیب خطر کردن را مجاز نمیدارد. هنگامی که چنین سخنی را شنیدم، پنداشتم که مزاح میفرمایند؛ ولی ...
کارهای اداری اینجا خیلی پیچیده است. بعد از حدود یک ماه، من هنوز کارت شناسایی جهت ورود و خروج ندارم و هنگام ورود یک برچسبی به عنوان کارت موقت به من میدهند و برگهای را امضا میکنم. وقتی برای رایانهها مشکلی پیش میآید، باید از طریق نامه الکترونیکی به اطلاع مسئولین برسانیم. اما، به نظر میرسد که مدت زمان پاسخگویی به این درخواستها بالاست و هر دفعه، مراجعه حضوری قابل انجام بودن امر در کسری از دقیقه را اثبات کرده است.
برای کارمندان جدید (هرچند که مدت حضورم در اینجا بسیار کوتاه است، من هم کارمند به حساب میآیم) برنامهای آموزشی دارند که بهصورت برخط بایستی به انجام رسد. حقیر هنوز این برنامه را به پایان نرساندهام. بسیار طولانی است و زمانبر و ... در بسیاری رایانه حساب کاربری ساختم و انواع کلمات عبور و آشنایی به سیستمهای مختلف. چند درس نیز باید بگذرانم و آزمونی را به پایان برم، که از این سد بگذرم. به گمانم، اهمیت خاصی نداشته باشد در شرایط فعلی.
غیر از این، عرض شود که ایمیل مربوط به شرکت را تنها میتوانم از محل کارآموزی دسترسی داشته باشم. برای دسترسی از بیرون، احتیاج به یک وسیله الکترونیکی برای افزایش امنیت است که هنوز موفق به دریافتش نشدهام.