چند روزی است که سال نوی میلادی (به قول بعضیها «مسیحی») خدمت اعلیحضرت مشرف شده و حسب امر حکیمانه همایونی رسماً پس از کسب رخصت، با پس زدن سلف خود بر اریکه مربوطه نزول اجلال یافته، و سایه سنگین خود را بر جهانیان بگسترانده!
تا جایی که حافظه حقیر یاری مینماید، حلول سال نو از این نوعش، هرگز واقعه مهمی در ایران نبوده، هر چند که میلاد مسیح (ع)، علیرغم همه حرف و حدیثها و در همان وقت قراردادیاش، حتی در زمانی که کل دو شبکه موجود تلویزیون روزی فقط چقدر ساعت برنامه داشتند، روز مهمی بود؛ چرا که با پخش کارتونهای زیبا و دوستداشتنی خاص آن ایام، اعنی
«اسکروچ» و
«دامبو» و
«دخترک کبریتفروش» و ... دل کودکان آن مرز و بوم شاد و گاه غمگین میشد. یادشون به خیر!
غرض از مزاحمت این که، ملت در این دیار این واقعه بس عظیم را به ما و دیگران تبریک عرض میکنند و ما نیز حسب وظیفه اجتماعی (که ممکن است حتی در حد رد سلام باشد) پاسخشان فرموده و در شادیشان شریک گشتهایم. لیکن، از اهل منزل بعید بود که اقدام به تبریک چنین مناسبتی کنند که پاسخ اینجانب را از این تریبون نتوان به وجه احسن بازگو نمود، که دل پاک میطلبد و چشم بینا. به هر حال، اندکی از آن را میتوان در تصویر زیر مشاهده نمود. عکس را یکی از دوستان به رؤیتمان رسانید.

اما، یادآوری کارتونهای فوقالذکر، و بعض نظرات مضبوط در این تارنوشت، باعث شد، کاری را که مدتهاست قصد انجامش دارم، به انجام برسانم. دیری است که پیوندهای بسیاری از این سو و آن سوی عالم مجازی به
این قسمت از دکان ما میآید به دنبال آهنگهای برنامهها و کارتونهای دوران کودکی نسل من. گهگاه نیز دوستان، از طرق گوناگون حقیر را مورد لطف خود قرار میدهند از سر جمعآوری آنها. ولی، این مجموعه را
دوستی دیگر گرد آورده که البته شایسته قدردانی است. اما اثری از خود بر جای نگذاشته و مردمان به اشتباه ثواب این کار خیر را به حساب من نالایق گذاردهاند.