دور از وطن
آنچه بر من می‌گذرد ...
عید فطر
هلال شک‌برانگیز شوال، اختلاف فتاوی آیات عظام و نیز قضای سفر تفریحی ناکرده به نیویورک، موجبات گشت و گذار یک روزه در این کلان‌شهر را برای حضرت همایونی فراهم آورد.

صبح شنبه در قطار شدیم و بعد از ظهر خود را به مجسمه آزادی رساندیم. مجسمه فوق‌الذکر که تقریباً در جنوبی‌ترین نقطه شهر قرار دارد، و البته بر جزیره‌ای کوچک، ساعت‌ها ما را معطل ساخت در صف تهیه بلیط و صف سوار شدن به قایق و ... آخر دست نیز، نگذاشتندمان که داخل به مجسمه شویم و از فرازش نظاره کنیم شهر را. اندازه این مجسمه بسیار کوچکتر از عکس‌های آن است و جداً به نظر می‌رسد که ماکت آن را در این‌جا به معرض نمایش گذارده‌اند. منظره مشهور نیویورک که متشکل از شمار زیادی آسمان‌خراش است در افق، از آنجا بسیار زیباست. نکته اینجاست که از درون منهتن، نمی‌توان این آسمان‌خراش‌ها را دید، چرا که آسمان‌خراش‌ها مانع رؤیت آسمان‌خراش‌ها می‌شوند!! در تصویر، شاید به زحمت بتوانید مجسمه آزادی را پیدا کنید.



به علت ضیق وقت، دیگر نقاط را قلم کشیدیم و تنها به عمارت ایالت امپراطوری اکتفا نمودیم. ساختمانی که هم‌اکنون بلندترین عمارت شهر است و تبدیل به نماد مدنیت شده است در این‌جا. از هیچِ این ساختمان پول درمی‌آورند. به مناسبت عید سعید فطر، امر کرده بودیم که چند روزی بیرق سبز اسلام را بر رأس عمارت بکوفتیدند. چراغانی چندان باشکوهی نبود ولی در ینگه دنیا قطعاً غنیمت. ادعا می‌شود که از فراز این برج، به شرط وجود آسمان صاف و پاک، تا ۸۰ مایل از هر سو قابل رؤیت است که شامل پنج یا شش ایالت می‌شود.

در نهایت نیز شبانگاه به منزل بازآمده و خفتیم. چنین بگذشت احوالات ما در یک روز سفر به نیویورک و بازدید از تنها دو جاذبه گردشگری.
نظر: