دور از وطن
آنچه بر من می‌گذرد ...
رمضان
نقل بسیار است و فرصت کوتاه. به اهم قناعت می‌کنم.

شکر خدا زنده ماندیم (لااقل در معنای متعارفش) که بار دیگر (به خیالمان، دست‌کم) مهمان این سفره پربرکت باشیم. انشاءالله که وهم نباشد و جزو «ضیوف الرحمن» باشیم حقاً؛ یاد سفر عمره به خیر که کاروانمان چنین نام نهاده بودند. چه خوش است که هر آنچه بطلبی تقدیمت کنند و آنگاه پرسش این است که چه باید خواست....
حلول هلال این ماه را تبریک می‌گویم به دوستان و آشنایان، هرچند که ثلث ماه رفته است.
هر شب، سفره افطاری مهیاست و دیدار دوستان هم‌کیش که مایه بسی مسرت است.
دیشب نیز به عنوان «داوطلب» در مراسمی شرکت کردیم که هدفش جمع‌آوری کمک برای کودکان سودانی (در دارفور) بود. گه‌گاه شک می‌کند حضرتمان که آدمی را چی می‌شود...


اما از اوضاع درس و مشق: سه درس را دوست می‌دارم که آزادانه استماع کنم. گر چه بسیار زمان‌بر است، ولی تلاش خواهم کرد که استفاده کافی و وافی را از این دروس ببرم. بازار تخصصمان در دانشکده گرم است امسال و علی‌الخصوص در نیم‌سال نخست. چراکه بسیاری اساتید گرام مهمان هستند اینجا و بعضا شاگردانشان و ... جمعیت گروه، حدس می‌زنم، که دو برابر شده باشد تقریباً. علاوه بر دو فقره کار تحقیقاتی، حل تمرین درسی نیز هستم. کلاسی پرجمعیت و تمرین‌های هفتگی و کلاس حل تمرین و تصحیح اوراق و طراحی سؤال...
فرائض واجب و مستحب این ماه را نیز اضافه کنیم ...

پ.ن. نگوییدم که اهل سه‌نقطه‌گذاری و تعلیق کلام نبودی که یارای پاسخ گفتنش نیست.
نظر:
Blogger امین گفت ...
سر سفره افطارتون جای ما رو هم خالی کنین

Blogger * گفت ...
جای من هم خالی ... ضمنا واسه درس ها هم خدا قوت

Blogger Ali گفت ...
khoda ghovat

www.catharsis.persianblog.ir

Blogger Lucipher گفت ...
"هر شب، سفره افطاری مهیاست و دیدار دوستان هم‌کیش که مایه بسی مسرت است"

Hamine dige, "ham-kishhaa" ro chasbidi, "ham-mihanaa" yaadet raft!