این نیمسال نیز بگذشت، به سه سوت. از نتایج آزمون آخر اطلاعی در دست نیست، ولی توکل بر خدا که همه چیز به نحو احسن رفته باشد.
دوران خوشی و سرور ما را نیز پایان نزدیک است. زین پس بایستی به بخش مهم تحقیقات بپردازیم که جذابتر است البته و لکن امری روتین و بدیهی نیست. خدایمان محل اصابت پیکان جمیع خیرات قرار دهد، انشاءالله.
هفته پیش،
آث میلان، محبوب قلبها، برای
چندمین بار قهرمان اروپا شد و بسیار نشاط بر روح حقیر جاری. علیالخصوص که بازی را در معیت چهار ناآشنای لیورپولی دیدم. بر نتیجه بازی شرط بسته بودند و مدت زیادی از بازی بحث میکردند که با چه روالی برنده را باید انتخاب کنند. من نیز ساکت و آرام بودم، الا آن گاهها که تیم ما گل زد. و البته باری هم، پس از به ثمر رسیدن گل تیم انگلیسی، که امید را به دل این هواداران بازگردانده بود و اعتماد به نفس خویش بازیافته بودند، بسیار متین اعلام کردم که داور در اعلام نکردن آفساید اشتباه کرده، که پس از پخش تصویر آهسته دقایق پایانی را در سکوت، با سرهای به زیر افکنده، به تماشای بازی نشستند.
صبح روز مسابقه، اتفاقاً روزنامهای ورزشی را رؤیت نمودم؛ دریغ از یک خط که در باب دیدار پایانی لیگ قهرمانان اروپا که در آن پنچاه صفحه یافت میشد. جداً مردم این دیار فوتبال را نمیدانند که چیست. قبلاً نیز آوردهام کسانی که فوتبال را با دست بازی کنند و توپ بازیشان چنان کریهالمنظر باشد، را انتظاری نیست!
I am surprised such why such a nice blog has remaind CommnetLess. Nice posts, keep writing.
You must be receiving a mail from me.
بنده ی پير مغانم که ز جهلم برهاند
you're so capable and talented in writing, so keep writing the way you're doing.
keep up with your thoughs and ideas and never let them behind yourself, as those thinkings keep us fresh and strong as a human being.