خیلی خوشحالم که
رویا بیشتر حرفها را
اینجا آورده است. کار من کلی راحت شده!
اول اینکه فرماندار بیچاره ساکن دهات ماست. پنجشنبه شب هم در راه خانه بوده که این حادثه برایش پیش میآید. پلیس میگوید که کمربند نبسته بوده و سرعتش هم ۹۱ مایل بر ساعت (حدود ۱۴۵ کیلومتر بر ساعت) بوده؛ دمش گرم! خلاصه بدانید و آگاه باشید که اعیاننشین پرینستون جزو شیکترین و باکلاسترین مناطق ساحل شرقی (اگر نگویم کل ولایات متحده) است. متمولین ولایت ما در این دهات منزل میگزینند و این خود باعث گرانی و دردسرهای دگر برای ما میشود.
توفان و طغیان رودخانهها، زندگی را در بخش قابل توجهی از ساحل شرقی مختل کرده، از کارولینای شمالی تا نیویورک. به تصاویری که
اینجا قرار دارد، نگاه کنید. خوشبختانه، دهات ما دور از ساحل است و خوابگاهمان در بلندی؛ جای هیچ نگرانی نیست (رجوع نکنید به داستان پسر نوح (ع) که با بدان بنشست)!
پیرو قصه
کلاهبرداری، باید عرض شود که یک چکی دریافت کردهام از شرکت متخلف که بایستی نقدش کنم. البته مطمئن نیستم که این کار را انجام دهم یا شکایت را پیگیری کنم. هنوز معلوم نیست که علت ارسال این چک چیست؟ پیگیری قانونی پرونده توسط پلیس یا نامههای تهدیدآمیز من ایشان را!
آدمهای بانک خیلی از این ماجراهای حقوقی سر در نمیآوردند و مرا ارجاع دادند به بخش قضایی دانشگاه. اصلاً حوصله نداشتم، چک را نقد کردم و بیخیال ادب کردن این شرکت متخلف؛ راستش را بخواهید، یک مدرکی از من میتوانند داشته باشند که ارزش نداره بروم دادگاه!