
جمعه مورخه بیست و چهارم آذر ماه جاری، در وطن اتفاقی مهم روی داد؛ درست است که انتخابات مجالس بلدیه و قرویه و شورای خبرگان رهبری همزمان شده بود و غالب جناحهای سیاسی انتخابات را ترویج (و نه تحریم) کردند و بنا به اخبار واصله، مردم همیشه در صحنه کرور کرور به پای صندوقهای رأی رفتند، لیکن، مراد از اتفاق مهم نه این انتخابات و آراء و اخبار حول آن بود؛ بل امروز هشتمین دور از
مرحله محلی مسابقه بینالمللی برنامه سازی دانشجویی، در تهران و به میزبانی دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد. دور نهایی این مسابقات برای سی و یکمین سال در اوایل بهار آتی برگزار خواهد شد، و دو یا سه تیم نخست مسابقه تهران نیز جواز حضور در آن را یافته، برای پیکار با رقبای اجنبی و غیره به ژاپن سفر خواهند کرد.
اتفاق ناخوشایندی که در این مسابقه افتاد، برتری تیمی اجنبی در آن بود که برای نخستین بار این انگ بر پیشانی جامعه برنامهسازی ایران زده شد و این ننگ دامان دوستان آلود! تیم سنگاپوری پیش از اتمام زمان مسابقه تمامی مسائل را حل کرد و از سالن مسابقه گریخت. تیم
خیالی از دانشگاه صنعتی شریف در جایگاه دوم قرار گرفت، و به عنوان نماینده دیگر این محله در مسابقه نهایی شرکت خواهد کرد. به دوستان عزیز، اعضای این تیم، حامدخان احمدینژاد (که هیچ نسبتی با رئیسالوزرا ندارد) و عمو کیان میرجلالی و آقا محمد مهینی، تبریک گفته و آرزوی بهروزی و موفقیت برایشان دارم، چه در رقابت بهاری و چه در دیگر عرصههای زندگیشان.
حقیر نه همه سؤالات را دیدهام و نه از پاسخهای ارسالی دوستان و حواشی مسابقه آگاهم، لیکن مروری کلی بر
نتایج و مصاحبت برخی دوستان، منجر به بعض نتایج میشود:
- همان طور که پار در توضیحنامچهای نبشته آمد، از دغدغههای برگزار کنندگان این محافل و مجالس است آن که بسیارِ تیمها سؤال حل کنند و مسابقه بیروح نباشد و ... چنان که از نتایج بر میآید، این مهم تا حدی برآورده شده. با آنکه تعداد مسائل زیاد (بخوانید مناسب) است، تیمها سردرگم نشده و شمار آنان که پنج یا بیشتر حل کردهاند، قابل توجه است. این به تنهایی دلچسب مینماید، چه رسد که ...
- به خلاف برخی مسابقات مشابه (که بعضاً در همین محله نیز چنین بوده است) یک ساعت پایانی جای بازی با انگشتان و خیالپردازی و ... نبوده است، بل نگاهی به بخش فوقانی جدول ردهبندی نشان میدهد که تعداد قابل ملاحظهای پاسخ درست در این هنگام ارسال شده است.
این دو خود به معنای طراوت و هیجان حین مسابقه است. علاوه بر این، آنچه دو سه سال پیش بسیار قریب مینمود، اکنون عادی تلقی میشود: حل کردن کامل هفت سؤال و بیش. پیشرفت جز به ممارست حاصل نمیشود و تجربه نقش عمدهای در موفقیت در این آزمونها دارد. یک مطلبی که بزرگان این محله نیک میدانند این است که یک تیم از دانشگاه سابق من، میتواند یکی از دو راه زیر را پیش گیرد:
- در مسابقه داخلی دانشگاه از مقام نخست چشم بپوشد و در مسابقه محلی به مرحله نهایی فکر کند و برای آن برنامهریزی و تلاش کند.
- با غرور و اعتماد به نفس و اطمینان، هم در مسابقه داخلی رتبه اول را کسب کند و هم به دور نهایی بیندیشد.
مجربین میدانند که راه دوم بسیار دشوار است، آن قدر دشوار که در هشت دوره مسابقه محلی، هیچ تیمی موفق به مرور مسیر دوم نشده و حتی تیم قدرقدر ما نیز در دو سالی که چنان بشد، به مسیر دوم نمیاندیشید.
بگذریم، دوست گرانقدر دیگرمان، محمد محرمی نیز خبرمان رسیده که به همراهی دو نفر از اجانبه، به قصد رقابت راهی سرزمین آقتاب خواهد شد. وی که سال دگر، از همین محله مورد بحث، در هیئت تیم
ایلواتار، راهی مرحله برونمرزی شده بود، اکنون عضو تیم
دانشگاه تورنتو میباشد.
اما، در هفتهای که بگذشت، از احوالات میرامیدخان، دوست عزیز و رفیق شفیقمان مطلع گشتیم حسب تشرف دستخطی از ایشان به دفترخانه الکترونیکیمان؛ و البته ایشان نیز از حال و روز ما جویا شده بودند که چنان که شاید، از وی استقبال و پذیرایی بشد. نشاط و سروری که بدین واسطه در دستگاهمان بیامد را به فال نیک میگیریم. لیکن این مسرت، به هیچ وجه من الوجوه، قابل قیاس نیست با آن ادخال سروری که پس از خروج حضرت والا از مملکت، در زندگانی کثیری از دوستان و آشنایان حادث گشته، و همچنان ادامه دارد. مبارکشان باد، همگی!