دور از وطن
آنچه بر من می‌گذرد ...
آنیلی و روشنفکری
طبق معمول چند روزی از دنیا عقب‌ترم. دیروز سالروز درگذشت «ادواردو آنیلی» بود؛ فزرند جیوانی آنیلی کبیر. حکمی علمتان هست که خانوادگی باشگاه یوونتوس و کارخانجات اتومبیل‌سازی فیات و ... را اداره می‌کنند (و خوب صد البته سهامداری). دوستان به خنده می‌گفتند که در ایتالیا دو تا گروه مافیایی هست: نخست خاندان آنیلی و دیگری شخص برلسکونی؛ بگذریم.
من که حرکتی ننمودم، چه مثبت و چه منفی! لیکن دریافتم که به ایران تصاویری کشف شده (به همت دوستان) که بسیاری را سرمست نموده و موجبات تفرج دوستان گشته. در ایران اغلب قشر تحصیل‌نموده ادواردو را با فیلم مستندش می‌شناسند و مرگش را عمدی می‌دانند. در این بلاد اما کمتر کسی وی را می‌شناسد، چه برسد که راجع به وفاتش اظهارنظرهای مشکوک بنماید. نکته جالب این بود که، ادواردو (که گویند نامش را تغییر داده بوده به «مهدی» پس از تشرف به تشیع) دکترای «فلسفه و ادبیات» از دانشگاه پرینستون داشته؛ پس حسابی درس‌خوان بوده!!

دیشب بنا به خواهش یکی از دوستان به جلسه‌ای غیررسمی شدم از برای گفتگو با «روزبه میرابراهیمی» (و سپس به سخنرانی‌اش). وی در دانشکده علوم سیاسی (که به نام «وودرو ویلسون» مزین است) سخنی براند ذیل عنوان «چالش‌های دموکراسی در ایران احمدی‌نژاد». یک مترجم نیمه‌همزمان آورده بودند از دانشگاه راتگرز. می‌گفتند طرف خیلی به کارش وارد است، گرچه در نظرمان آمد، کمی مغرضانه ترجمان می‌نماید، یا شاید حضرتمان مغرضانه نگاه بینداخته بود به ماجرا و او تنها مشکلش آن بود که تفکر آدمی بر واگو کردن شنیده‌هایش تأثیرگذار است (حتی اگر دیلماج روی‌خط باشد). به هرحال، طرف از جمله روزنامه‌نگارانی است که دو سال پیش دستگیر شدند و ۶۰ روزی در زندان آب خنک صرف کرده. خلاصه دل پری داشت از آن قصه. اما خیلی راجع به این چیزها صحبت ننمود. نکته جالب برای من این بود که خیلی از آیت‌الله هاشمی شاهرودی تعریف می‌کرد؛ می‌گفت یک جورهایی زندگی‌شان نجات داده و ... ‌گفتا که سالم است و اگر بدنه (و پیکربندی) دستگاه قضایی اجازه می‌داد، ایشان بسیار بهتر نتیجه می‌گرفت.

خلاصه این فکر از سرتان مگذرد که اینجا بساط سیاست به پا کرده‌ام. نخیر نه چنین است؛ محض تفنن بدانجا شدم (حقیر در ایران عزیز هم سین و صاد سیاست ندانست که چه بود، چه رسد به ...). خوب آقا روزبه خیلی روشنفکرتر از بنده سراپاتقصیر بود، و به تبعش حرف‌هایش مرا خوش نمی‌آمد به تمام و کمال. شاید سخنان همین مردمان باشد که تفکر اهالی ینگه‌دنیا را شکل می‌دهد؛ باید بیشتر مواظبت کنیم در رفتارمان و گفتار. جناب میرابراهیمی بارها تأکید کرد که هر چه هست، دعوای خانوادگی است، خیلی به بیگانگان ارتباطش نیست.
نظر:
Blogger حسین گفت ...
This post has been removed by a blog administrator.