دور از وطن
آنچه بر من می‌گذرد ...
گوشت حلال
هرچند زندگی کردن در قریه پرینستون مزایای زندگی سبز را دارد و خبری از آلودگی هوا و امثالها نیست؛ هرچند که لازم نیست برای رفتن به دانشگاه و ... از ماشین استفاده کنیم؛ هرچند که حقیر دوچرخه‌ای را «اُطُل» خویش کرده‌ام و سرعت آمدوشد را به شدت افزایش داده‌ام؛ ولی باید در نظر داشت که حضور در این‌جا بالطبع معایب زندگی روستایی را نیز دارد. برای خرید معمولاً باید از قریه خارج شویم. یا مهم‌تر از آن برای تهیه گوشت ذبح شرعی باید از این‌جا خارج شویم. خلاصه این که او که در بوستون و نیویورک می‌زید، کافی است در هیئت زبل‌خانی دست دراز کند تا ... او چه می‌فهمد که من چه می‌گویم.

نزدیک‌ترین قصابی حلال سی کیلومتری فاصله دارد (بنابر اطلاعاتمان). ما نیز به خاطر مشغله هنوز برای تهیه گوشت حلال مسافرت نکرده‌ایم و لذا در این مدت به علف‌خواران ماننده شدیم. اما چند روز پیش در «انجمن دانشجویی مسلمانان» برای خوشامدگویی به روحانی جدید (این نخستین سالی است که ...) دعوت بودیم. به ساختمان امور مذهبی رفتیم و چه غذایی بود!! برنج و کباب و دلمه و ... کوتاهش این که دلی از عزا در آوردیم. پس از هفده روز طعم گوشت حلال را چشیدیم و چه مزه می‌کند در ینگه‌دنیا.
نظر: